حميد احمدى

198

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

خونينى را در خراسان عليه امويان رهبرى كرد و سرانجام در سال 125 هجرى به شهادت رسيد . امام صادق عليه السلام و قيام زيد درباره اعتقاد داشتن زيد به امامت امام صادق عليه السلام ترديدهايى وجود دارد ، گرچه در نقلى از زيد آمده است : « جعفرْ امام ما در حلال و حرام است . » « 1 » از سويى برخى گزارش‌هاى تاريخى ، بر رويگردانى بسيارى از بزرگان شيعه و ياران امام صادق عليه السلام در عراق از زيد دلالت دارد . « 2 » اما مهم ، مواضع و ديدگاه امام عليه السلام در مقابل زيد و قيام اوست . در اين باره روايات متعارضى در دست است كه نمىتوان به‌راحتى و درستى به داورى پرداخت و تفسير روشنى در نگاه اول به دست داد . اما با بررسى مجموعه روايات و مواضع و عملكرد ياران امام عليه السلام و انديشمندان بزرگ شيعى كه با امام عليه السلام مرتبط بودند ، مىتوان دريافت كه امام صادق عليه السلام در كنار تأييد و احترام به شخصيت زيد و انگيزه‌هاى دينى او در قيام ، براساس مشى و سياست تقيه ، قيام عليه حكومت و واردشدن شيعيان به مبارزات قهرآميز را مجاز نمىشمرد . از آنجا كه امام عليه السلام اساس حكومت امويان را نامشروع و غاصبانه مىدانست ، طبيعى است كه هر اعتراض و قيامى با انگيزه الهى ، مورد حمايت و خوشايند آن حضرت عليه السلام باشد . از اين رو با آنكه امام هيچ‌گاه آشكارا به نفع زيد موضع نگرفت و كسى را به همراهى با زيد تشويق نكرد ، برخى روايات گوياى آن است كه شخص زيد و ايمان او و حتى شهادت وى ، مورد تأييد امام عليه السلام بوده است . « 3 » اين روايات بيانگر انگيزه الهى و قيام اعتراضى زيد عليه ظلم است . 2 . قيام محمد نفس زكيه ضديت علويان با حكومت‌هاى ستم‌پيشه اموى همواره از آنان مردانى مبارز و جريانى مخالف ساخته بود . عباسيان در اوايل قرن دوم هجرى با شعارهاى پوششى به يارگيرى و سازماندهى مخالفان به‌ويژه علويانى پرداختند كه از جريان امامت شيعى فاصله گرفته بودند . بعد از قدرت‌يابى عباسيان ، بسيارى از اين علويان دريافتند كه عباسيان آنان را فريب داده‌اند . از جمله اين علويان شاخه حسنى ( فرزندان امام حسن عليه السلام ) بودند كه پس از عاشورا همواره در جريان مبارزات فعال بودند و به قيام عباسيان اميدوارانه مىنگريستند . عباسيان در ابتدا براى تثبيت حاكميت خود از

--> ( 1 ) . بنگريد به : احمد بن على بن احمد نجاشى ، رجال‌النجاشى ، تحقيق سيدموسى شبيرى زنجانى ، ص 130 . ( 2 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 2 ، ص 170 . ( 3 ) . بنگريد به : علّامه محمد تقى مجلسى ، بحار الأنوار ، تحقيق محمدباقر محمودى ، ج 46 ، ص 171 .